بسیاری از کارشناسان حوزه فروش و بازاریابی تصور می کنند از طریق سبد خرید مشتریان می توان شخصیت یا نیازهای مشتریان را حدس زد یا برآورد کرد.

آیا به نظر شما این ارزیابی یک ارزیابی درستی است ؟ پاسخ خیر است ؛ چرا که انسانها به قدری پیچیده هستند و اتفاقات و رویدادهای مختلف و متعدد و عوامل بسیاری در تعیین نوع رفتار آنها نقش دارد که با این ملاک بسیار ساده و ظاهری نمی توان به عمق نیاز یا خواسته های آنها پی برد.

اگر از این تصور اشتباه بگذریم باید گفت که می توان با توجه به نکات ریزی به روانشناسی مشتریان پی برد ولی همانطور که گفته شد این نکات بسیار ظریف و ریز هستند و برای شناسایی آنها باید دقت زیادی به خرج داد. در ادامه ،  چند مورد از این ملاکها را به شما معرفی می کنیم.

یک) انسانها موجوداتی احساسی هستند

هیجانها و احساسات در انسانها بسیار قوی هستند. هر چه قدر هم انسانها را موجودی عاقل و حسابگر بدانیم در نهایت این هیجانات و احساسات آنها است که تعیین می کنند یک فرد قرار است چه کاری انجام دهد. در بسیاری از موارد حتی مشاهده کرده ایم که پس از مدتها تجزیه و تحلیل و برآورد کردن یک موضوع ، زمانی که موقعیت عمل کردن فرا رسیده است انسانها تمامی آن تجزیه و تحلیل ها و نتایجشان را کنار گذاشته اند و کاملاً احساسی تصمیم گرفته و عمل کرده اند. بنابراین به عنوان یک بازاریاب باید بدانیم قدرت احساسات در انسانها بسیار قوی است و می تواند تمامی معادلات از پیش تعیین شده خودش و شما را به هم بزند.

دو) انسانها توجیه گر هستند

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، از آنجایی که نقش احساسات در انسانها بسیار قوی است بنابراین ، افراد در بسیاری از عملکردها و انتخابهای خود ممکن است دچار اشتباه شوند و انتخابهای نادرست داشته باشند ولی با این حال از انتخاب خود حمایت و طرفداری می کنند. این حمایت غیر عاقلانه برای چیست ؟ این واکنش به این دلیل است که انسانها به شدت موجوداتی توجیه گر هستند و برای اینکه استرس ناشی از انتخابهای نادرست خود را تحمل نکنند یا موقعیت خود را در مقابل دیگران از دست ندهد از توجیه کردن برای انتخابهای احساسی خود استفاده می کنند.

مثلاً یک نفر در فروشگاه به شدت از بسته بندی یک محصول به وجد می آید و در لحظه تصمیم می گیرد که آن محصول را خریداری کند ، اما نمی تواند خودش و دیگران را قانع کند که این محصول را فقط به خاطر بسته بندی  جذابش خریده است به همین دلیل در مشخصات و ترکیبات آن محصول به دنبال یک ویژگی می گردد که بتواند بر اساس آن دیگران و خودش را قانع کند که محصول را به خاطر این ویژگی ها خریداری کرده است.

سه) انسانها خودخواه هستند

این ویژگی انسانها به این معنی است که آنها همیشه فکر می کنند که خوب حالا که چه ؟ این محصول خوب است و تبلیغات بسیار جذابی دارد اما چه سودی برای من دارد ؟ به همین دلیل بهتر است در تبلیغات خود زمانی که در حال طراحی تبلیغ یا معرفی محصول به مشتریان هستید به این سوال پاسخ بدهید که چه نفعی برای من دارد ؟

پاسخ به این سوال به شما کمک می کند که نیازهای مشتریان را به درستی شناسایی کرده و محصول مورد نظر آنها را تولید کنید یا ویژگی که مشتری به دنبال آن است که منفعت کافی را از این معامله ببرد برای او فراهم کنید.

چهار) انسانها با زبان عامیانه و روزمره فکر می کنند

 بر اساس آموزش بازاریابی ، انسانها موجودات متفکری هستند که می توانند درباره هر چیزی به تفکر بپردازند. اما نوع و کیفیت تفکر انسانها به چه شکل است ؟ تحقیقات نشان داده است انسانها زمانی که فکر می کنند از الفاظ و لغات عامیانه و یک زبان روزمره استفاده می کنند. به همین دلیل اگر در فکر طراحی تبلیغات یا فروش برای مشتریان هستید بهتر است از زبان عامیانه شامل ضمایر عامیانه ، اسامی عامیانه ، داستانها و عکسهای عامیانه و روزمره برای آن استفاده کنید. در این نوع ارائه و معرفی محصول ، مشتری شما ارتباط بهتری با محصول برقرار می کند.

اگر در دنیای کنونی ، کارمندان یا کارکنان با انگیزه ای نداشته باشید نمی توانید به اهداف خود در بازار دست پیدا کنید.

افرادی که برای شما کار می کنند مانند بازوان قدرتمند شما هستند که می توانید با تکیه بر توانایی های آنها در بازار موفق باشید. اگر این نیروی کاری شما انگیزه کافی برای کار کردن نداشته باشند تمام برنامه ها و نقشه های شما در کسب و کارتان از بین خواهد رفت. بر اساس آموزش بازاریابی ، بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کارها معمولاً به روشهایی که می توانند انگیزه کارکنان خود را افزایش دهند اطلاعی ندارند یا شاید به نظر خودشان از روشهای مختلف استفاده می کنند ولی نتیجه مطلوبی نمی بینند.

مهمترین مسأله این است که شما علاوه بر اینکه باید علاقه و انگیزه کارکنان را افزایش دهید بلکه باید به دنبال یافتن راه حلهایی باشید که از طریق آنها بتوانید توانایی خلاقیت و همکاری در بین کارکنانتان را افزایش دهید. در این مقاله به چند روش مهم که هم انگیزه ، خلاقیت و همکاری کارکنان شما را می تواند به شکل متناسبی افزایش دهد می پردازیم.

یک) پاداش

پاداش برای هر موجودی ایجاد انگیزه می کند. پاداشها انواع مختلفی دارند و یکی از موثرترین روشها برای افزایش انگیزه و نیروی حرکت در افراد و حتی سایر موجودات هستند. متأسفانه در بسیاری از شرکتها به ویژه شرکتهایی که به شیوه سنتی اداره و مدیریت می شوند با اینکه ممکن است صاحبان و مدیران مشاغل در پایان هر ماه یا در طول سال به سودهای قابل توجه و درآمدهای مناسبی برسند ولی کارکنان خود را در این سود سهیم نمی کنند.

 بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ، در این شرایط هیچ انگیزه ای برای تلاش بیشتر یا نوآوری برای خدمت کردن به شرکت در کارکنان ایجاد نمی شود. آنها فعالیتهای روتین خود را انجام می دهند و به حقوقی که به صورت ثابت برای آنها تعریف شده است می رسند. در حالی که سهیم کردن کارکنان در سود شرکت و همچنین تعیین پاداش برای آنها ، انگیزه بسیار بالایی را برای فعالیت در بخشهای مختلف آنها ایجاد می کند. تغییر در یک رفتار می تواند نتیجه کارها در شرکت شما را دگرگون کند.

دو) تحسین

شاید بسیاری از مدیران ، تحسین و پاداش را به یک معنی بدانند و راهبردهای استفاده از این دو مکانیزم را به خوبی تشخیص ندهند. در حالی که تشخیص تفاوت این دو مکانیزیم و استفاده به جا و به موقع از هر کدام از آنها می تواند نقش بسیار زیادی در ایجاد انگیزه در کارکنان داشته باشد. پاداشها به صورت جایزه هایی که قابل لمس و مادی هستند تعریف می شود و می تواند ایجاد انگیزه یا افزایش آن در کارکنان نقش موثری داشته باشد و کارها به خوبی در یک مجموعه پیش رود. در حالی که تحسین به پاداشهای معنوی یا غیر قابل مشاهده ای گفته می شود که آثار روانی عمیق تری دارند.

به عنوان مثال ، در نظر گرفتن یک حقوق تشویقی برای کارکنان همان جایزه است که می تواند آنها را شاد و پر انگیزه کند. اما تعریف و تمجید و سپاسگزاری و قدر دانی از زحمات آنها می تواند اعتماد به نفس و علاقه آنها برای کار کردن به شما را افزایش دهد که ایجاد انگیزه نیز در این روش عمیق تر است. بهتر است با یک برنامه ریزی صحیح در مواقع درست به ارائه پاداش و جایزه و در شرایط مناسب دیگر نیز به تحسین کارکنان خود بپردازید.

سه) اعتماد

برای هر کارمندی ، بدترین حالت این است که در شرکتی که مشغول به کار است اعتماد کافی وجود نداشته باشد. مسئولان و مدیران در بخشهای مختلف آنها را به دقت زیر نظر قرار دهند و پس زمینه ذهنی و فکری آنها این باشد که کارمندان اگر زیر نظر نباشند نمی توان به کار آنها اعتماد کرد یا نمی توان مطمئن شد که آنها کار را به خوبی انجام خواهند داد. تصویری که از  این فضای کاری ارائه شد یعنی پایان نشاط ، انگیزه و خلاقیت در محیط کاری که می تواند به رکود آن مجموعه منجر شود.

بهترین فضای کاری ، محیطی است که در آن کارفرمایان یا مدیران به کارکنان خود اعتماد کنند. اگر کارکنان احساس کنند که مدیرانشان به آنها اعتماد دارند آنها نیز به مدیران خود اعتماد کرده و انگیزه بیشتری برای کار کردن پیدا می کنند.

با اینکه مردم امروزه از فروشگاه های آنلاین مواد غذایی استقبال می کنند ولی باز هم چالشهایی پیش روی آنهاست که کار برای این کسب و کارها را دشوار می کند.

در اینکه اینترنت توانسته زندگی مردم را متحول کند هیچ شکی نیست. بسیاری از افراد که روزی حتی تصورش را هم نمی کردند با امکانات بسیار کم بتوانند کسب و کاری راه بیاندازند به کمک اینترنت نه تنها این رویای آنها به واقعیت تبدیل شده است بلکه توانسته اند درآمدهای زیادی هم از این طریق به دست آورند. اما با این وجود همیشه کسب و کارهای اینترنتی با چالشهایی نیز روبه رو بوده اند. در این مقاله به چالشهایی که فروشگاه های آنلاین مواد غذایی با آن مواجه هستند می پردازیم.

یک) عدم بررسی محصول

مشتریان ایرانی تمایل دارند محصولی را که قصد خریدش را دارند از نزدیک مورد بررسی قرار دهند. همیشه مشتریان با این معضل در خریدهای آنلاین مواجه هستند که نمی توانند محصولات مورد نظر خود را از نزدیک لمس و بررسی کنند. هر چه قدر حساسیت این محصول بیشتر باشد ، مشتریان به احتمال بیشتری از خرید اینترنتی صرف نظر می کنند. چرا که نمی خواهند پولی را که پرداخت می کنند و محصولی را خریداری می کنند نتوانند از محصول خریداری شده استفاده کنند. این مسأله در خرید مواد غذایی بیشتر نمود پیدا می کند. زیرا تازگی و طراوت این مواد از اهمیت زیادی برخوردار است و مستقیم با سلامت آنها در ارتباط است. به همین دلیل شاید خرید مواد غذایی به صورت اینترنتی ، آخرین گزینه افراد در خریدهای اینترنتی باشد. همین موضوع ، فروشگاه های آنلاین مواد غذایی را با چالش های مهمی روبه رو کرده است.

دو) تازگی محصولات غذایی

همانطور که در بالا گفته شد محصولات غذایی از آنجایی که مواد فاسد پذیر هستند و تاریخ تولید و انقضاء آنها برای مصرف کنندگان بسیار مهم است. بنابراین ، سعی کنید تاریخ تولید و انقضاء مواد غذایی را در محصولات خود درج کنید و به مشتریان خود نشان دهید که تازگی و داشتن تاریخ انقضاء محصولات به همان اندازه که برای آنها مهم است برای شما نیز اهمیت دارد و رساندن محصول با کیفیت به دست مشتریان از اهداف اصلی شماست. درج همین عدد می تواند اطمینان خریداران را از محصول خریداری شده تأمین کند.

سه) هزینه ارسال محصول

یکی دیگر از چالشهایی که برای فروشگاه های اینترنتی وجود دارد این است که مشتریان آنها معمولاً تمایل دارند هزینه ارسال تا جایی که ممکن است برای آنها کمتر تمام شود. زیرا آنها خرید آسان را ترجیح می دهند ولی در صورتی که هزینه ارسال برای آنها گران تمام شود تمایل خود به خریدهای اینترنتی را از دست می دهند.  بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ، از طرفی اگر هزینه ارسال برایشان کمتر بیافتد آنها ترجیح می دهند اکثر خریدهای خود را به صورت اینترنتی انجام دهند.

چهار) پاسخگویی به مشتریان

مشتریانی که به صورت حضوری به فروشگاه ها مراجعه می کنند می توانند در خصوص محصولاتی که قصد خرید آنها را دارند از مسئولین فروشگاه و فروشنده ها سوالاتی را بپرسند. اما در خرید اینترنتی این تعامل کمتر می شود و به همین دلیل مشتریان در اکثر مواقع از این می ترسند که بدون شناخت کافی یک محصول پول برای خرید آن صرف کرده باشند. پس بهتر است برای جبران این نقص و محدودیت در خریدهای آنلاین ، سعی کنید تعامل مناسبی را از طریق اپلیکیشن ها ، شبکه های مجازی و وب سایتتان با مشتریان داشته باشید. سعی کنید در مرحله اول به پاسخگویی به مشتریان فعلی خود تمرکز کنید و در مراحل بعدی برای یافتن مشتریان جدید تلاش کنید.

پنج) امکان مقایسه کمتر

بر اساس آموزش بازاریابی ، محصولی که مشتریان قصد خرید آن را دارند نمی توانند از نزدیک ببینند و با سایر محصولات مقایسه کنند و در نتیجه محصولی که برای آنها مناسب تر است را انتخاب کنند. به ویژه در مواد غذایی ممکن است رنگ محصول خریداری شده یا کیفیت آن به گونه ای باشد که مشتریان حساسیت زیادی نسبت به آن داشته باشند. به همین دلیل سعی کنید انواع محصولات خود با کیفیتهای مختلف را با تصاویر با کیفیت در اختیار مشتریان قرار دهید تا اطمینان آنها به محصولی که می خرند افزایش پیدا کند.

کارکنان بخش فروش از آن دسته از افرادی هستند که نقش مهمی در کسب و کار شما بازی می کنند.

هر چه قدر کارکنان بخش فروش شما بتوانند ارتباط بهتری با مشتریان داشته باشند یا مهارتهای بهتری در فروش داشته باشند شما در فروش محصولات خود موفق تر خواهید بود. در این مقاله در نظر داریم با گفتن نکاتی مهم و ضروری برای مدیریت کردن ارتباط با کارکنان بخش فروش بتوانیم شما را برای تقویت بخش فروشتان کمک کنیم.

یک) اجبار فروش را بردارید

برخی از مدیران تصور می کنند با اجبار کردن کارکنان بخش فروش برای بالا بردن فروششان می توانند میزان فروش خود را افزایش داده یا عملکرد این بخش را بهبود بخشند. یا اینکه تصور می کنند با رفتارهای قهری و اجباری می توانند کارکنان را مجبور کنند تا هر آنچه که آنها تمایل دارند انجام دهند. بهتر است این واقعیت را بدانیم که هرگز نمی توان با این رفتارها بخش فروش خود را تقویت کرد. بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ، چرا که کارکنان بخش فروش خود را تبدیل به افرادی که توانایی خاصی ندارند یا جرأت ابتکار در کارشان ندارند تبدیل می کنید.

همچنین قوانین سخت و سخت گیری های زیاد موجب می شود که آنها توانایی خلاق خود را از دست بدهند و نتوانند برای بهتر شدن فعالیتشان ایده های جدید خلق کنند. به همین دلیل بهتر است اجبار برای فروش را از روی کارکنان بخش فروش خود بردارید و به جای آن سعی کنید مالکیت بخش فروش را به خودشان بدهید. یعنی آنها در طراحی راهبردها و تکنیکهایی که برای فروش لازم است به کار ببرند کاملاً آزاد باشند تا بتوانند با فکری بازتر و بهتر به خلق روشهای جدید بپردازند.

همچنین این کار موجب می شود حس مالکیت آنها قدرت بگیرد و همان حسی را داشته باشند که گویا برای خودشان در حال انجام فعالیت هستند. از طرفی ، لازم نیست مدیریت تمامی بخشها را خودتان انجام دهید با این کار نه تنها فشار کاری بخشهای مختلف را برای خودتان سبک تر می کنید بلکه می توانید با سپردن مدیریت هر بخش به کارکنان همان بخش ، بازدهی بهتری را شاهد باشید چرا که یک یا چند نفر به تنهایی نمی توانند هم از بخشهای مختلف یک سازمان یا شرکت اطلاعات جمع آوری کنند و هم اینکه برای آن برنامه ریزی کنند ؛ زیرا برای برنامه ریزی بهتر شما به اطلاعات ریز ، دقیق و اطلاعاتی که از طریق ارتباط با مشتریان به دست آورده اید نیاز دارید که کارکنان این بخش تمامی این اطلاعات را دارند و بهتر از شما می توانند برنامه ریزی کنند.

دو) حفظ ارتباط نزدیک با کارکنان

درست است که در بخش بالا گفته شد که مالکیت و مسئولیت برنامه ریزی در هر بخش را به کارکنان آن بخش بسپارید ولی ارتباط نزدیک با کارکنان و مدیران هر بخش می تواند علاوه بر اینکه جایگاه شما را حفظ کند بلکه در جریان تغییرات و برنامه ریزیهای هر بخش به موقع و به درستی قرار بگیرید.

سه) جلب رضایت کارکنان

کارکنان شما بخش بنیادی و اصلی فعالیت شما هستند ، شرکت و فعالیت شما بدون حضور آنها نمی تواند پابرجا بماند. همچنین کارکنان شما نیاز به انگیزه دارند تا بتوانند با تمامی قوای خود برای شما کار کنند. بر اساس آموزش بازاریابی ، بهتر است همواره به فکر جلب رضایت کارکنان خود باشید. می توانید تسهیلات و امکانات خاصی که مورد نیاز دارند برایشان فراهم کنید. همچنین کارهایی که برایشان در حال انجام دادن هستید یا قصد انجام دادنشان را دارید برایشان بازگو کنید تا امید و انگیزه آنها را افزایش دهید.

چهار) اشتراک اطلاعات با کارکنان

کارکنان شما نیاز دارند بدانند در مجموعه شما چه اتفاقی می افتد و چه برنامه ریزیهایی در حال انجام است. دانستن این برنامه ها و اطلاعات لازم به آنها کمک می کند بدانند که آیا فعالیتهایشان در حال حرکت به سوی این اهداف هست و اگر این چنین نیست بتوانند به موقع و سریع آن را اصلاح کنند.

با عملی کردن پیشنهادهای بالا می توانید ارتباط خود با کارکنان بخش فروش را بهبود بخشید و در نتیه میزان فروشتان را افزایش دهید.

اگر به تازگی یک شرکت یا مجموعه ای را راه اندازی کرده اید و به عنوان مدیر در آن مشغول به فعالیت هستید باید بدانید که نقش مهمی دارید و وظایف پیچیده و سنگینی بر عهده شماست.

بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ، بسیاری از افراد جوان ، باهوش و تازه کار هستند که اقدام به تأسیس یک شرکت می کنند ولی در مدیریت کردن آن با مشکل مواجه هستند. هر چند برای اینکه قدرت مدیریت کسب کنید به تجربه کافی در این زمینه نیاز دارید ولی نباید نقش دانش و آگاهی و کسب مهارتهای لازم برای انجام بهتر کارها و یک مدیریت موفق را نادیده بگیریم. در این مقاله سعی کردیم به مهارتهایی که باید مدیران جوان و تازه کار به آنها مجهز شوند تا بتوانند شرکت یا مجموعه خود را با موفقیت اداره کنند بپردازیم.

یک) مهارت حل مسأله

اولین مهارتی که برای یک مدیر مطرح است این است که بتواند مسائل را به خوبی  حل کند. اینکه شما از چه راهی برای حل کردن مسائل استفاده می کنید بسیار مهم است. چرا که موجب می شود مسأله شما به خوبی حل شود و راه های جدیدتری پیش پای شما ایجاد شود ، برعکس ممکن است استفاده از راه حلهای نامناسب ، حاصل تمامی زحمات شما را به باد دهد. یکی از اصلی ترین ویژگیهایی که موجب می شود یک مدیر بتواند قدرت حل مسأله قوی داشته باشد این است که از تفکر انتقادی استفاده کند. کلمه انتقاد را معمولاً برای نقد کردن آثار یا اعمال دیگران به کار می بریم.

در حالی که اگر در زندگی روزمره از کوچکترین تا مهمترین آنها را با تفکر انتقادی بنگریم می توانیم در بسیاری از مسائل با موفقیت عمل کنیم. تفکر انتقادی ، یعنی شما با هر مسأله ای که مواجه می شوید به جنبه های مختلف آن بیاندیشید. هم آن را زیر سوال ببرید و ضعفهایش را ببینید و هم نقاط قوت آن را ببینید. یک تفکر این چنینی موجب می شود شما هیچ فرصتی را از دست ندهید. بنابراین ، تفکر انتقادی از جمله ویژگیهایی است که یک مدیر باید داشته باشد تا بتواند تصمیمات درستی بگیرد. سعی کنید با هر مسأله ای که مواجه می شوید آن را زیر سوال ببرید و نقاط قوت و ضعف آن را برای خود لیست کنید تا بتوانید این مهارت را در خودتان تقویت کنید.

دو) مهارتهای ارتباطی و اجتماعی

یک مدیر موفق باید بتواند مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کند. اگر به عنوان مدیر یک شرکت نتوانید با کارکنان و مشتریان خود ارتباط خوبی داشته باشید به گونه ای که آنها به شما اعتماد کنند و پی به صداقتتان ببرند هرگز نمی توانید موفق باشید. یک مدیر موفق ، مدیری است که مهارتهای ارتباطی خود چه ارتباط کلامی و چه ارتباط غیر کلامی خود را تقویت کرده و یک ارتباط خوب و مناسب با دیگران برقرار می کند. بسیاری از مدیران موفق دنیا ، تنها از راه مهارتهای ارتباطی است که توانسته اند به موفقیت های بسیار بزرگ در زندگی کاری و شغلی خود دست پیدا کنند.

سه) توانایی رهبر و لیدر بودن

بر اساس آموزش بازاریابی ، یک مدیر نمی تواند بدون قدرت مدیریت و رهبری موفق باشد. هر چه قدر هم یک فرد بتواند با دیگران ارتباط خوبی برقرار کند یا باهوش باشد ولی اگر نتواند مجموعه ای که تحت رهبری اوست را اداره کند یعنی برای آن ، هدف ، برنامه و ابزار طراحی کرده و کارها را به سمت هدف سوق دهد نمی تواند در اداره و مدیریت کردن آن مجموعه موفق باشد.

چهار) قدرت صحبت کردن در گروه

باید یک مدیر موفق بتواند در جمع های مختلف به خوبی صحبت کند. خود ، اهداف شرکت و اقداماتی که در آن انجام می شود را به خوبی توصیف کرده و توجه دیگران را به فعالیت خود جلب کند. پس یکی دیگر از شرایطی که به افراد کمک می کند تا بتوانند مدیران خوبی باشند داشتن مهارت سخن گفتن خوب و مناسب است.

بازاریابی ویروسی یکی از تکنیک ها و شیوه های بازاریابی می باشد که به صورت یک ویروس توسط ایمیل share  و یا در شبکه های اجتماعی و یا توسط افراد به شکل دهان به دهان پخش شده تا سطح وسیعی از جمعی نظرها را در بر بگیرد به گونه ای که افراد درباره ی آن مکالمه و صحبت کنند.

در حقیقت با به کارگیری این تلاش می گردد یک زمینه و امکانات تبلیغاتی خود انگیخته به وسیله اینترنت و شبکه های اجتماعی آماده و مهیا شود و پیغام تبلیغاتی به شکل یک ویروس سریعاً پخش ، منتقل و افزایش پیدا کند. مقصود از بازاریابی ویروسی کاهش مخارج تبلیغاتی و افزایش دست یافتن سریع به شمار بسیاری از اشخاص است.

انواع بازاریابی ویروسی

بازاریابی ویروسی ارزشی:

در این شیوه خصوصیات و کیفیت  کالاها و سرویس های که به وسیله یک کمپانی عرضه می شود ، مهم و مورد توجه قرار می گیرد و به مصرف کنندگان این اجازه و امکان داده می شود تا درباره ی کالاهایی که مصرف کرده اند مصاحبه و صحبت نمایند و ویژگی ها و وضعیت آن ها را برای شخص دیگر تعریف و توضیح دهند تا شخص دیگر هم به مصرف و خرید آن کالا  تحریک و تشویق شده و این سیکل همان طور تداوم پیدا می کند.

بازاریابی ویروسی حیله ای:

بر اساسآموزش بازاریابی ، در این شیوه از شگردهای ترغیبی جهت تشویق اشخاص به کار گرفته می شود. در حقیقت استفاده کننده اول به استفاده کننده دوم ، خصوصیات و کیفیت یک کالا را توضیح می دهد تا استفاده کننده دوم در رابطه با خرید کالا اقدام کند و در صورت خرید کالا مزدی به استفاده کننده اول تعلق می گیرد و استفاده کننده دوم هم اشخاصی را به زیر گروه خود می افزاید و به این شکل اشخاص ترغیب می شوند تا خریداران زیادتری پیدا کرده و مزد فراوان تری بگیرند.

بازاریابی ویروسی حیاتی:

شیوه عمل این روش بدین گونه است که اشخاص تمایل دارند در تجربیات خود با سایرین سهیم شوند که‌ محتاج مصرف کالای معینی هستند. به طور نمونه ، استفاده کننده ای قصد دارد در تجربه یک کالا با شخص دیگری سهیم شود در حالی که استفاده کننده دوم محتاج مصرف کالای دیگری می باشد.

بازاریابی ویروسی  مارپیچی:

در این روش اشخاص تجربه های جذاب و خوشایند و گوناگون خود را با سایرین به اشتراک خواهند گذاشت.

بازاریابی ویروسی ناخوشایند:

اگر استفاده کننده از مصرف برخی از کالاها و یا سرویس های ارائه شده بی کیفیت ناخشنود باشد آن را با سایر اشخاص به اشتراک خواهد گذاشت.

روش های بازاریابی ویروسی

  • مهیا سازی اسباب و موقعیت همکاری و شرکت مخاطبین و سرویس های نظرسنجی
  • مشارکت و همکاری تشکیلاتی
  • مو تورهای جستجو وب و وبلاگ ها
  • شکل ها و مدل های مختلفی از بازاریابی مستقیم و بازاریابی چاپی
  • ابزارها و بخش های هدف گیری بازار
  • بهبود بخشیدن موتور های جستجو به وسیله سئو
  • بهبود بخشیدن رسانه های اجتماعی SMO
  • رسانه های ارتباطی گروهی و اجتماعی
  • بازاریابی مشارکتی و پورسانتی

عوامل بازاریابی ویروسی

پیغام رسان ها

به ۳ شیوه از راه های ارتباطی احتیاج داریم که بر این پایه اند؛

کارشناس بازار: اشخاصی می باشند که به صورت مداوم اقدامات و اعمال بازار را نظارت و بررسی نموده و بر طبق احتیاج بازار تبلیغات مطلوب و فراخوری را در شبکه های اجتماعی پخش و تکثیر می نماید.

رابطان اجتماعی: این دسته از اشخاص از شمار زیادی رابط اجتماعی برخوردارند که اغلب با تعداد زیادی استفاده کننده در شبکه های اجتماعی که قابلیت ایجاد رابطه اثربخش میان دیدگاه های مختلف دارند در تعامل می باشند و قادرند موجب همرسانی و اشتراک گذاری موردنظر شوند.

فروشندگان: این گروه مسئولیت تعریف و تمجید از کالاها ؤ اغراق در مورد آن ها را به عهده دارند تا مخاطبان را به خرید محصولات تحریک و تشویق کنند.

پیام

بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ، پیام می بایست ظرفیت و انرژی لازم جهت به وجود آوردن تشویق و تحریک افراد در اخذ خدمات و یا عرضه محصولات را دارا باشد. تا هنگامی که پیام تبلیغاتی جالب و خوشایند و نافذ نباشد رشد و تکثیر نخواهد یافت.

فضا و محیط

فضا و محیط تبلیغاتی تحت تاثیر رخدادهای کنونی می باشد از این رو می بایست در ارتباط با تحولات بازار و رفتار مصرف کنندگان هماهنگ باشد تا نتایج مثبتی از یک تبلیغ کسب شود.

معیارها

هنجارها و ملاک ها همان مقاصدی می باشند که یک کمپین تبلیغاتی بر طبق آن ایجاد شده است این ملاک ها قادر است دربر گیرنده شمار بازیدها ،  شمار کلیک های نتیجه بخش و کارآمد ، شمار اشتراک گذاری ها در شبکه های اجتماعی و شمار رد گیری ایمیل های تبلیغاتی باشند.

علت اهمیت بازاریابی ویروسی

در عصر حاضر افراد از هر زمانی جهت آنلاین شدن و گفت و گو در شبکه های اجتماعی و اینترنت بهره می گیرند و به علت در برنداشتن مخارج زیاد استفاده کنندگان به سهولت قادرند در طی چند ساعت با صدها شخص دیگر داده و پیام و تماس داشته باشند. اقداماتی که کمپانی ها قادرند جهت تحریک مخاطبین و تشویق به خرید محصولات و خدمات زیادتر انجام دهند شامل:

  • محتوا و یا خدمات باارزش ، معتبر و غنی
  • ترغیب و پاداش های مالی
  • به وجود آوردن یک فضای رقابتی برای مشتریان
  • حس ارزشمند بودن همراهی با برند تجاری کمپانی
  • ایجاد تفریح و سرگرمی

منبع :

بازاریابی ویروسی

راه اندازی سایت برای هر کسب و کاری که شما دارید امروزه از ملزومات هر شغلی شده است. در عین حال که توجه به راه اندازی و طراحی سایت برای مشاغل مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است ، باید به چگونگی طراحی و راه اندازی آن نیز توجه شود. از جمله کیفیتهایی که امروزه باید به آن توجه شود.

امروزه خرده فروشی های بسیار زیادی در دنیای کسب و کار اینترنتی راه اندازی شده است. میزان بازدید و توجه مشتریان و مخاطبان به این شبکه ها نیز به یک اندازه نیست. به همین دلیل اولین مسئله ای که در طراحی سایت برای خرده فروشی ها باید به آن توجه شود این است که به استانداردهایی که مشتریان شما دارند یا معیارهایی که بر اساس آنها مشتریان خود را انتخاب می کنید باید توجه داشته باشید. برای اینکه بتوانید سایت خرده فروشی خود را راه اندازی کنید نیاز به اقدامات زیر دارید.

یک) سرعت سایت

سرعت سایت شما یکی از عوامل اصلی در جذب مشتریان است. سعی کنید سرعت سایت خود را افزایش دهید. زیرا امروزه ، مشتریان دیگر منتظر نمی مانند که سایت شما بالا بیاید ؛ زیرا سریع به سایتهای مشابه دیگر سر می زنند. پس یکی از عوامل اصلی که می تواند مشتریان شما را در سایتتان نگه دارد این است که سرعت سایت خود را بالا ببرید تا مشتریان و مخاطبان شما بیش از اندازه در سایت شما وقتشان تلف نشود. امروزه می توانید از امکانات بسیار زیادی برای افزایش سرعت سایت خود استفاده کنید. بر اساس آنچه که گوگل گزارش کرده است سرعتی که می تواند سرعت مطلوب به حساب بیاید می توانیم حداکثر آن را ۳ ثانیه بدانیم. اگر فکر می کنید سایت شما سرعتش پائین تر از این حرفهاست باید سعی کنید سرعت آن را افزایش دهید. در ادامه به روشهایی که می توانید سایت خود را با سرعت بالایی راه اندازی کنید می پردازیم.

دو) همگام سازی تصاویر

همه فروشگاه ها چه خرده فروشی و چه فروشگاه های بزرگ امروزه از تصاویر متعددی از محصولشان در سایت خود استفاده می کنند. تجربه نشان داده است سایتها و فروشگاه هایی که از تصویر استفاده می کنند. می توانند توجه بیشتر مشتریان را جلب کنند. به همین دلیل باید از تصاویر برای جلب مشتریان و همچنین معرفی محصول خود استفاده کنید. اما مسئله این است که همیشه تصاویر می توانند سرعت سایت شما را به حد چشمگیری کاهش دهند. از طرفی ، آپلود کردن تصاویر با وضوح کمتر و کیفیت پائین تر هم بسیار بدتر از نداشتن تصویر است. زیرا برای مشتریان مهم است که عکسهای شما از محصولتان با کیفیت بالایی ثبت شود. زیرا آنها می توانند اطلاعات درستی از محصول و ویژگیهای ظاهری آن به دست آورند.

بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ،  شما نمی توانید از کیفیت تصاویر برای بالا بردن سرعت سایت خود استفاده کنید. زیرا استفاده از این روش به ضرر خودتان تمام می شود و آن گونه که باید نمی توانید مشتریان را جذب کنید. پس بهترین روش این است که از همگام سازی تصاویر با مرورگر خود استفاده کنید. سعی کنید از هر مرورگری که استفاده می کنید تصاویر خود را متناسب با آن همگام سازی کنید. مرورگر شما می تواند بدون کاهش حجم عکسها آنها را در سایت بارگذاری کند.

سه) روشهای مختلف

قطعاً روشهای مختلفی برای افزایش سرعت سایت وجود دارد ، بهتر است از روشهای مختلفی استفاده کنید و به یک روش برای افزایش سرعت سایتتان اکتفا نکنید.

چهار) سازگاری با موتورهای جستجو

از آنجایی که برای افزایش بازدید از سایت خود باید مدیریت سئو داشته باشید و سعی کنید میزان بازدید از سایت خود را از این طریق افزایش دهید بهتر است سایت خود را متناسب با موتورهای جستجو طراحی کنید و به گونه ای دست به مدیریت سئو بزنید که بتوانید افرادی که به سایت شما سر می زنند  و از آن بازدید می کنند را افزایش دهید.

بر اساس آموزش بازاریابی ، اگر سعی کنید کلید واژه های مناسبی را انتخاب کنید می توانید میزان بازدید از سایت خود را افزایش دهید و هماهنگی با مورتورهای جستجو می تواند سرعت سایت شما را افزایش دهد.


موضوع مرتبط :

معایب فروش آنلاین از نگاه مشاور بازاریابی

بخشهای مختلف تجارت اینترنتی و مجازی

نقش تجارت الکترونیک در بازاریابی الکترونیکی

هر چند وقت یکبار نیاز است مطالب سایت خود را آپدیت کنیم؟

در عرصه بازاریابی با بازارها و بازاریابی های متعددی مواجه هستیم. یکی از این بازاریابی ها ، بازاریابی غیر انتفاعی است.

به این بازاریابی ها بازاریابی non-profit گفته می شود. این بازاریابی ها یا شرکتها معمولاً جزء شرکتهای خدماتی هستند که فعالیت آنها در زمینه خدمات است نه در زمینه بیزینس و بازار و به همین  دلیل به آنها non-business هم می گویند. در واقع در این نوع از بازاریابی از کالاهای ملموس خبری نیست. می توانیم سازمانها یا انجمن ها و شرکتهایی که به فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی و مذهبی مشغول هستند جزء این دسته از بازاریابی بدانیم. می توانیم این نوع بازاریابی را به یک وظیفه برای انجام کارهای خوب تشبیه کنیم.

افرادی که تلاش می کنند در کنار فعالیتهای خود یک فعالیت اجتماعی یا اخلاقی داشته باشند معمولاً از این بازاریابی استفاده می کنند. همچنین از طریق این بازاریابی می توانند نگرش مخاطبان را نسبت به خودشان مثبت کرده و در زمینه فعالیتهای تجاری خود نیز موفقیت های بیشتری به دست آورند. از طرفی اگر شما دست به بازاریابی به صورت غیر انتفاعی بزنید به هزینه و بودجه کمتری برای این کار نیاز دارید. به همان اندازه نیز میزان سود آنها نسبت به کسب و کارهای سودآور کمتر است. به همین علت است که رسانه های محدودی به این نوع بازاریابی می پردازند.

در این نوع بازاریابی چون بودجه بازاریابی کم است برای اینکه انواع مختلف بازاریابی ها را انجام بدهید با مشکل مواجه خواهید شد. بنابراین ، می توانیم این نوع بازاریابی را در خصوص مسائل زیر به کار ببریم.

یک) مسائل اجتماعی

ما با مسائل مختلف اجتماعی از جمله آسیب های اجتماعی یا مسائل فرهنگی مواجه هستیم. می توانیم همین مسائل را به عنوان موضوع کسب و کار خود انتخاب کنیم و بازاریابی غیر انتفاعی راه اندازی کنیم.

دو) مسائل زیست محیطی

مسائل زیست محیطی نیز از جمله مواردی هستند که امروزه بسیاری از شهرها و کشورها با آن دست به گریبان هستند و به همین دلیل از جمله موضوعات مناسب برای بازاریابی غیر انتفاعی است.

سه) سلامت عمومی

سلامتی بزرگترین نعمت برای هر فردی است. این را اکثر انسانها می دانند و برای آن ارزش قائل هستند. حساسیت این موضوع را بسیاری از افراد به خوبی درک کرده اند و سعی می کنند از آن در بازاریابی خود استفاده کنند. بنابراین ، به ارتقای سلامتی افراد با روشهای مختلف از جمله اطلاع رسانی یا تولید محتوا و روشهای دیگر می پردازند.

روشهای مختلف برقراری ارتباط با مخاطبان از روشهای بازاریابی غیرانتقاعی است. تصور کنید شما می خواهید از مخاطبان خود درخواست کنید تا برای انجام یک امور خیریه کمک مالی داشته باشند. شما با افرادی که سنین مختلف دارند و وضعیت اقتصادی آنها نیز با هم متفاوت است مواجه هستید. به عنوان مثال ، اگر شما مخاطبان کم سن و جوان و از طرفی مخاطبان مسن نیز دارید نحوه ترغیب آنها برای مشارکت در امور خیریه ای که مد نظر شماست متفاوت است.

می توانید از رسانه های به روز تر مانند اینستاگرام یا شبکه های اجتماعی دیگر برای برقراری ارتباط با این دسته از مخاطبان خود استفاده کنید در حالی که می توانید برای مخاطبان مسن تر خود از رسانه های چاپی یا رسانه هایی که آنها مخاطبان اصلیشان هستند استفاده کنید. همچنین برای افرادی که از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار هستند ،  این نوع بازاریابی متفاوت از افرادی باشد که از وضعیت متوسط یا حتی پائین تری برخوردار هستند.

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، این نوع بازاریابی به هوشمندی بیشتری نیاز دارد چرا که محصول شما یک محصول خدماتی است که نمی توانید ملموس بودن آن را به خوبی نشان دهید و مشتریان شما باید مفید بودن یا ارزش واقعی آن را درک کنند تا از آن استقبال کنند. برای اینکه بتوانید پیام خود را به گوش مخاطبانتان به خوبی برسانید و از طرفی مطمئن باشید که مخطابان زیادی خواهید داشت ، از فضا و امکاناتی که رسانه های اجتماعی در اختیار شما قرار می دهند استفاده کنید.

موضوعاتی مانند بحران آب ، کودکان کار ، آلودگی هوا و غیره از جمله موضوعاتی هستند که در بازاریابی غیر انتفاعی مورد توجه قرار می گیرند.


منبع :

بازاریابی اجتماعی

بازاریابی سبز

افراد در هر زمینه ای که مشغول فعالیت باشند درگیر استرسهای مربوط به آن شغل نیز هستند.

اما این استرسها و ترسها در بازاریابان و فروشندگان بیشتر از سایر افراد است. زیرا آنها مدام باید درگیر این مسئله باشند که چگونه مشتریان بیشتری را به سمت خود هدایت کنند. اما اوضاع زمانی بدتر است که هم فروشنده در موضع ترس قرار می گیرد و هم مشتری شما از اینکه محصول شما را خریداری کند می ترسد. این ترسها می تواند مانع فعالیت شما شده و همچنین ارتباطتتان را مشتریان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. پس باید هر چه سریع تر سعی کنید روشی را پیدا کنید که از ترسهای خود و مشتریانتان بکاهید.

در این مقاله سعی دارید روشهایی را به شما آموزش دهیم که شما کمک می کند تا بتوانید این ترسها را مدیریت کنید.

یک) تجربیات ناخوشایند شکست

اغلب فروشنده ها در طول زندگی خود در معرض شکست قرار گرفته اند. در حالی که بسیاری از آنها ممکن است فکر کنند که این تجربه را فقط آنها داشته اند و خودشان را افراد نالایقی تصور کنند که از پس این کار بر نمی آیند. ممکن است برخی از آنها بعد از این شکستها تصمیم بگیرند که کارشان را برای همیشه کنار بگذارند. در حالی که این تصمیم می تواند بزرگترین اشتباه آنها باشد. بهترین راه کار این است که خودتان را فرد موفقی تصور کنید.

اگر همین الان نتوانسته اید یک قرار داد کاری ببندید دقیقاً از همان لحظه شروع به تصور این صحنه کنید که شما در کار خود فرد موفقی هستید و بعدها می توانید قراردادهای خیلی بهتری را ببندید. بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، این کار به شما کمک می کند تا علاوه بر حفظ روحیه و تلاش خود ، اعتماد به نفس کافی برای کارهای بزرگ یا قراردادهای بزرگ را از دست ندهید.

دو) مواجهه با ترس مشتریان

گاهی این ترس در مشتریان شما به وجود می آید و چنین تصور می کنند که اصلاً فرد مناسبی نیستند که برای یک مجموعه خریداری کنند یا نمی توانند به خوبی دیگران دست به خرید بزنند و هر آن ممکن است دچار اشتباه شوند. این ترس مشتریان ، مانع بزرگی نیز برای شما حساب می شود. این مشتریان همیشه جزو مقاومترین مشتریان شما هستند .

در برخورد با این دسته از مشتریان ، قبل از اینکه سعی کنید محصول خود را به آنها معرفی کنید یا بفروشید سعی کنید اطمینان خاطر و حس اعتماد برای آنها ایجاد کنید. می توانید با دقت به حرفهای آنها گوش بدهید و کاملاً متوجه شوید که به چه محصولی نیاز دارند. یا کدام دسته از محصولات شما می تواند به بهترین نحو نیاز آنها را برآورده کند. در این صورت معمولاً مشتریان ترسو یا بدبین شما بهتر می توانند به شما اعتماد کنند.

در مرحله بعدی می توانید محصولی که به بهترین شکل ممکن می تواند نیاز او را برآورده کند به او معرفی کنید. پس از این معرفی است که زمینه های فروش شما فراهم می شود. بر اساس آموزش بازاریابی ، پس زمانی که با یک مشتری که از انجام هر گونه معامله ای می ترسد مواجه شدید نباید اولین هدف خود را فروش قرار دهید. زیرا این مشتریان از آن دسته افرادی هستند که در این شرایط سریعاً می خواهند از شرایط به وجود آمده فرار کنند. بهترین راه همان چیزی است که در بالا به شما گفته شد.

سه) ترس مشتری و فروشنده

گاهی ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که هم شما می ترسید  و هم مشتری شما در خود احساس ترس می کند. این شرایط معمولاً زمانی به وجود می آید که درست قبل از بستن قرار داد مشتری شما دچار نگرانی و استرس می شود و احساس می کند که در تله گیر کرده است و باید حتماً خرید کند و شما نیز اینکه مشتریتان بعد از این همه تلاش به یکباره ممکن است زیر همه چیز بزند و از خرید خود پشیمان شود می ترسید.

درست در همین لحظه باید ترس را از خودتان دور کنید و چنین وانمود کنید که اصلاً قصد فروش محصول را در صورتی که مشتری تمایلی ندارد یا شک دارد ندارید و تنها هدف شما کمک به مشتری است. بعد از گرفتن چنین موضعی ، خواهید دید که چقدر اوضاع آرام تر می شود و بهتر می توانید به هدف خود برسید و مشتری را به سمت خرید سوق دهید.

استارت آپها مشاغلی هستند که امروزه در سراسر دنیا روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

اگر به محتوای این استارت آپها توجه کنید به خوبی متوجه می شوید که اغلب آنها برای برطرف کردن یک نیاز روزمره از مردم پایه گذاری شده اند. بنابراین ، خصوصیت مشترکی که در بین اغلب استارت آپها وجود دارد این است که تلاش می کنند یکی از نیازهای روزمره مردم را تأمین کنند. همیشه صحبت از این است که یک استارت آپ فقط در صورتی موفق می شود که بر پایه یک ایده خلاقانه و نوآورانه ایجاد شود. در حالی که علاوه بر جنبه خلاقیت ، مفید بودن یک استارت آپ است که اهمیت زیادی دارد.

اگر ایده شما هر چقدر هم خلاقانه باشد ولی به درد مردم نخورد نمی توانید یک کسب و کار موفق راه اندازی کنید. پس برآورده کردن نیاز روزمره مردم یکی از ویژگیهای مهم و اصلی آن است. در این مقاله به چند مشکل در زندگی روزمره که شاید بتواند ایده مناسبی برای یک استارت آپ باشد اشاره می کنیم.

یک) تکمیل اپلیکیشن ها

هم اکنون اپلیکیشن های زیادی در زمینه ها و موضوعات مختلف طراحی شده است. قطعاً تعدادی از این اپلیکیشن ها نقص هایی دارند که موجب شده است مخاطبان و کاربران آنها راضی نباشد. اگر به کافه بازار یا گوگل استور سری بزنید ، در هر کدام از اپلیکیشن ها تعداد دانلود و نصب شده های آن اپلیکیشن به اضافه نظرات کاربران آن که شامل نظرات مثبت و منفی است درج شده است. به قسمت نظرات کاربران بروید و به کامنتهایی که اشاره به نقص اپلیکسشن دارند توجه کنید. به خوبی می توانید با یک ایده خلاقانه و اصلاح این اپلیکیشن ها یک برنامه جدید طراحی کنید.

دو) راه اندازی بارش فکری  

می توانید از دوستان و آشنایان و اعضای فامیل و خانواده خود بخواهید که نظرات خود را در خصوص اینکه چه چیزی امروزه مورد نیاز مردم است بگویند. از آنها بخواهید که بدون فکر کردن به اینکه ایده آنها ممکن است احمقانه یا مسخره یا تکراری باشد فقط به بیان هر آن چیزی که به ذهنشان می رسد بپردازند. در این صورت شما از بارش فکری تعداد زیادی از افراد استفاده کرده اید که احتمال اینکه به یک فکر و ایده مناسب برسید بسیار بالاست.

سه) جستجو در گوگل  

می توانیم گوگل را بزرگترین کتاب دنیا بنامیم ؛ چرا که هر چیزی که شما نیاز دارید بدانید فقط کافی است که در آن سرچ کنید ؛ امکان ندارد گوگل شما را بدون پاسخ بگذارد. پس از این امکانات و ظرفیتها استفاده کرده و ایده های خوبی را برای استارت آپ خود پیدا کنید.

چهار) مرور مشکلات خانه خودمان  

بر اساس آموزش بازاریابی ، اگر نگاه دقیق تری به زندگی و خانه خود بیاندازید و به مشکلاتی که روزانه با آنها مواجه هستید دقت کنید به خوبی به این نتیجه می رسید که عوامل بسیار زیادی هست که می تواند به شما کمک کند تا موضوع مناسبی را پیدا کنید. چرا که قطعاً بسیاری از مردم دیگر نیز مانند شما روزانه با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. پس اگر نگاه دقیق و موشکافانه ای داشته باشید به خوبی متوجه خواهید شد که چقدر مسائل مختلف وجود دارد که می تواند بهترین ایده برای ایجاد یک استارت آپ باشد.

پنج) توجه به محیط های خارج از خانه  

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، شما به جز اینکه می توانید از داخل منزل خود به عنوان مناسب ترین موضوع برای خلق ایده یک استارت آپ استفاده کنید بلکه می توانید از موضوعاتی که در محل کار و محل زندگی یا محله خود نیز با آن مواجه هستید به عنوان یک ایده خلاقانه استفاده کنید. با توجه به اینکه همسایه های شما معمولاً از چه مشکلی شکایت می کنند یا سبک زندگی آنها چیست می توانید به عنوان موضوعات مناسب برای استارت آپ خود استفاده کنید.